جنس طلا،بدنه الماس

از نگاهش معلوم است باور نمی كند من كه سر و وضعم بیشتر به دانشجوهای ندار می خورد اینقدر پول داشته باشم كه گرانقیمت ترین ساعتشان را بخرم. كمی وراندازم می كند و بعد مثل اینكه توضیح دادن درباره ساعت های فروشگاه مثل ادای دین به آنهاست با شور و حال خاصی كه فقط باید با چشم های خودتان می دیدید از قیمت ها شروع می كند: «گران ترین ساعت ما 19 میلیون تومان قیمت دارد و جنس آن از طلاست و در بدنه اش الماس به كار رفته است. ارزان ترین ساعت شركت ماهم چیزی در حدود 6 میلیون تومان می شود.»
ساعتی با قیمت یک میلیارد و 200میلیون تومان
«افراد خاصی و آن هم از قشر مرفه می توانند ساعت های ما را خریداری كنند. ساعت های 200، 300 هزار تومانی هم كار آدم را راه می اندازد ولی بیشتر مشتری ها یا به قول معروف مدباز هستند یا به دنبال اجناس لوكس می گردند.»
این حرف ها را جوانك فروشنده در جواب سؤال هایم كه دارد مشكوكش می كند می گوید و می پرسد:" ببخشید ولی این اطلاعات به چه درد شما می خورد؟" اینجاست كه مجبورم هویتم را فاش كنم و قول دهم به شرطی كه اسمش را در گزارش نیاورم فقط از اطلاعاتش استفاده كنم. او كه 12 سال سابقه كار در ساعت فروشی دارد می گوید: «بیشتر خانم ها مشتری ما هستند و دلیلش هم چشم و همچشمی بین آنهاست. اصلاً ساعت، عینك، كیف و خودنویس جزو اجناس لوكس به حساب می آید.»
او جمله مشهور ورد زبان ساعت سازان سوئیسی را برایم تكرار می كند: «سوئیسی ها می گویند ما برای نیم درصد از مردم كشورهای مختلف ساعت تولید می كنیم. یعنی جامعه هدف آنها در ایران تنها نیم درصد مردم كشور است. چون افرادی كه به دنبال این ساعت ها می آیند اولاً جیب های پرپولی و دوماً سلیقه های خاصی دارند. ساعت های گرانقیمت همگی دست ساز هستند و تعداد محدودی از آنها تولید می شود. حتی بعضی از ساعت ها پیش فروش می شوند.»
جوان فروشنده مثل هر كس دیگری كه می خواهد خودش را در شغلش حرفه ای نشان دهد به آمارهای جالبی اشاره می كند: «الان در سوئیس 130 برند تولید می شود كه هم گران قیمت است و هم ارزان قیمت. گران ترین ساعتی كه به گوشم خورده متعلق به برند (Patec philippe) با قیمت یك میلیارد و 200 میلیون تومان است!»
ساعت چنگیز خان

به فروشگاه دیگری می روم كه 3 برند مشهور سوئیسی را می فروشد.جوان فروشنده با روی خوش می نشیند پشت میز و درباره ساعت هایشان توضیح می دهد: «گران ترین ساعتی كه فعلاً در فروشگاه داریم 39 میلیون تومان است، اما اگر بخواهید سفارش ساخت از روی كاتالوگ شركت را بدهید قیمت ها تا مرز یك میلیون دلار هم می رسد.»
اینجا تهران است سال 1391،من الان در یك ساعت فروشی در شمال تهران هستم. این جمله مثل یك پیام مهم تلگرافی در ذهنم چرخ می خورد تا من را به واقعیت همچنان وصل نگه دارد.
حرف های فروشنده دوباره من را به خود می آورد وقتی درباره علت گرانی ساعت ها می پرسم. «دلیل اصلی گرانی این ساعت ها، برند آنهاست. درست است كه طلا و سنگ های قیمتی هم در آنها به كار رفته و همگی دست ساز هستند اما برندها در این میان نقش تعیین كننده ای بازی می كنند.»
بلند می شود و از داخل یكی از كشوهای میز كناری كاتالوگ می آورد و ورق می زند تا می رسد به صفحه «چنگیز خان»! صفحه ای كه توضیحاتی درباره ساعتی نوشته با نام چنگیزخان كه تنها 30 عدد از آن در دنیا وجود دارد و تازه همه پیش فروش شده اند با قیمت نجومی 800 میلیون تومان!
او به ساعت های شگفت انگیز دنیا اشاره می كند و می گوید: «یكی از برندهای مشهور صفحه ساعت هایش را از خاك كره ماه می سازد و یكی دیگر تكه ای از كشتی تایتانیك را در بدنه ساعت به كار برده است!»
و حکایت آن نیم درصد
توقع دارید با این قیمت هایی كه به گوشم خورده برای جمع بندی این گزارش چه چیزی بنویسم. فعلاً در این شرایط باید یك بار دیگر به همه چیز فكر كنم. به آن نیم درصد مردمی كه می توانند این ساعت ها را بخرند، به ساعت هایی كه دیگر فقط نمایانگر زمان نیستند و حتی به دستفروش های این شهر بزرگ كه ساعت های چینی 2 هزار تومانی می فروشند و به خیلی چیزهای دیگر كه فكر می كنم چراغ سؤال های زیادی را در ذهن شما روشن كرده باشد.سوال هایی از این جنس که وقتی اکثریت مردم در مخارج روزانه شان وامانده اند این «اشرافیت ارتجاعی» تا کجا و تا به کی مانور مبتذل خود را ادامه خواهد داد?
نظرات شما عزیزان:
:: موضوعات مرتبط:
عمومی،
،